شمس الدين محمد كوسج
44
برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )
كه كردار چون بود و پيكار چون * سر جنگجويان كجا شد نگون فريبرز چون آن سخن بشنويد * بزد دست و گرز گران بركشيد « 1 » مر او را غريوان « 2 » به بر درگرفت * ز جان و تن خويش دل برگرفت به دو گفت بدرود تا جاودان * تو زى سال و مه شاد و روشنروان بگفت اين و باره برانگيخت زود * به جايى كه هومان پيروز « 3 » بود چو افكند بر وى « 4 » سپهدار « 5 » چشم * برآشفت چون شير غرّان ز خشم همى رفت چو پيل كفافكنان * سر جنگجويان ز تن بركنان برين سان همى رفت تا قلبگاه * به جايى كجا بد درفش سياه چو هومان ويسه مر او را بديد * بزد دست و گرز « 6 » از ميان بركشيد بيامد به پيش « 7 » سپهبد به جنگ * خروشان و جوشان به سان پلنگ دو گرد گران اندر آويختند * يكى گرد تيره برانگيختند « 8 » چو برزو چنان ديد آمد دوان « 9 » * به نزد فريبرز و طوس آن زمان « 10 »
--> ( 1 ) . ن : سرشكش ز ديده به رخ برچكيد . ( 2 ) . ن : سپهدار ايران . ( 3 ) . ن : هومان و گلباد . ( 4 ) . ك : افكنده برزو ؛ متن : ن . ( 5 ) . م : چو بر رايتش بازافكند ؛ دستنويس « ن » اين بيت را پس از بيت 576 آورده و در اين حال مرجع وى به ظاهر هومان است . ( 6 ) . ن : تيغ . ( 7 ) . ن : پيشش . ( 8 ) . ن : همى ريختند ؛ دستنويس « پ » براى سامان دادن به بيت بعد ، افزوده است : چه طوس دلاور مر ايشان بديد * يكى نعره زد سوى ايشان دويد ( 9 ) . ن : روان . ( 10 ) . ن : گوان . ملاحظه مىشود كه معلوم نيست طوس چگونه در كنار فريبرز قرار گرفته است ، لذا دستنويس « م » پس از بيت 578 به جاى بيتهاى 570 و 580 افزوده است ( اين بيتها در دستنويسهاى ديگر و نيز نسخهء چاپ ماكان نيست ) : سپهدار برزو چو ديد آنچنان * بشد نزد ايشان چو پيل دمان وزان پس چو طوس سپهبد بديد * كه برزو به يارى هومان رسيد بزد اسپ و آمد به نزديك اوى * خرامان و جوشان و پرخاشجوى به برزو يكى نيزه زد نامدار * نيامد سنان سپهبد به كار